Quantcast
Channel: دانلود
Viewing all 103 articles
Browse latest View live

پرنده نگری در توچال 2

$
0
0

احساس می کنم پرندگان توچال مورد بی مهری قرار گرفته اند. امیدوارم درست نباشه.

گزارش و عکس ها: 6الی 20اردیبهشت 1391

هنوز سسک های بیدی می خوانند و سهره ها را جای قبلی می شه دید این دوست من هم دیگه ترسی از دوربین نداره و جدیدا به عکس های سیاه و سفید علاقمند شده

چکچک گوش سیاه نر

از ایستگاه اول که فاصله می گیرید نرسیده به چشمه لابه لای بوته رزها و بادام کوهی صدای زیبای سسک های گلوسفید کوچک شنیده می شه.

و فامیل محترمشون با پاهای روشن،سسک گلو سفید، این ها هم می خوانند البته اگر کمرکولی ها بگذارند

 

از ایستگاه دوم به بعد هم این یکی دو روزه زردپره های سرخاکستری برخلاف زردپرهای کوهی کوه را روی سرشان گذاشته اند. یک بدشانسی باعث شد تا به بند دوربین گره بخورم و نتونم عکسی بگیرم. پیپت خاکی عزیز این فرصتو به من داد

همان اول مسیر سمت چپ و نزدیک آب بندها دم سرخ ها را می توان دید. از اینجا به بعد هم طبق معمول از جاده فاصله می گیرم و همیشه مسیری را انتخاب می کنم که وسط آویشن های پای دکل بگذرم. پوشش گیاهی آلپی و پرنده هایی که انتظار دیدنشان را دارم. آقا و خانوم طرقه

.

ایشون هم که خبردار ایستاده اند جناب چکچک کوهی هستند.

قبلا یادمه همیشه عقاب طلایی را می شد نزدیک دکل ها دید چند سالیه که خیلی کم می بینمشان ولی فکر کنم اینبار خوش شانس بود. ماه دم(عقاب طلایی نابالغ) که احتمالا از شکار هم برگشته  اند.

خدا را شکر بهار سرسبزی داریم حیفم آمد از عکس گل ها بگذرم. وقتی لاله ها این طوری قد علم می کنند باید به احترام خالقشان سر تعظیم فرود آورد خاکی شدن هم لذتی دارد

Tulipa humilis & Tulipa biflora

نجمه های طلایی

نمی دانم اگر حوصله کسی را سر نبردم و همچنان می خوانید از اینجا به ایستگاه پنجم نزدیک می شویم

زاغ های نوک سرخ

 

 در آخر هم چکچک ابلق جنوبی و به روایتی یک پرنده جدید در لیست پرندگان تهران و حومه.

این دفعه تنها نبودم پس فرصت را غنیمت شمردم و سرکی هم به پلنگچال زدم. گوش سپردن به آواز حزین کوک زرین ها خاطراتم را زنده کرد.


گزارش مشاهدات دماوند(اردیبهشت1391)

$
0
0

بهار خانوم که توی دشت لار دامن چین چینی سبزش را پهن کرده انقدر سرگرم دیدن عکس خودش روی سطح آب دریاچه شده که همیشه دیر به ارتفاعات میرسه. انگار نه انگار ما هم دل داریم. فرصتی شد و هفته گذشته سری به دماوند(دامنه جنوب شرق) زدیم.

همان اول صبح سسک گلو سفید کوچک کلی برایمان خواند.

 

خرگوشه هم از فرصت استفاده کرده و تا آقا سید صاحب باغ نیومده سرشاخه و علف ها را می خوره.

 

ترجیح دادم جناب خرکفتر را هم از همین فاصله و بین شاخ و برگ ها ببینم

 

خدا را شکر روز خوبی بود خصوصا وقتی کوکو را دیدم همان پرنده ای که در لانه پرندهای دیگر تخمگذاری می کند و زحمت بزرگ کردن فرزندان را به گردن سایرین می اندازد


جالبیه قضیه اینجاست که کوکوی ماده مدتها لانه ی مورد نظر را بررسی می کند و زمانی که صاحب خانه نیست تخمی که کاملا شبیه و همرنگ تخم های صاحب لانه است را آنجا بین تخم های دیگر می گذارد.

 

سارگپه پابلند

 

مگر چه اشکالی داره شاید درختچه زرشک هم دلش خواست به جای زرشک موز بده.

پری شاهرخ

 

این هم ورونیکای زیبا

 

از اینجا به بعد هوا ابری شد و چاره ای نماند جز این که به حد ظرفیت جیبم آویشن و کاکوتی بچینم. البته هیچ چیز بدتر از این نیست که با این وضعیت نوری دوتا از کوچکترین سسک ها به شکل خنگانه ای لای بوته ها جست و خیز کنند و شما را به التماس وا دارند که: ای بابا فقط یک دقیقه بشین حداقل ببینم چه شکلی هستی؟

سسک بیدی کوچک

 

این فسقل خان کشت مارا شما فکرش را بکنید مجبورید برای یک فسقلی از فلاش و سرعت نامطلوب استفاده کنید که در کسری از ثانیه می شه این شکلیگریه

اصلا به من چه نه من عکاسم و نه اینجا فتوبلاگ...

شاد باشید

سایر مشاهدات: زردپره سرخاکستری، بلبل، غراب، کبک، زنبورخوارگلوخرمایی، بادخورک کوهیTachymartis mella، زاغی، زردپره کوهی، چکچک کوهی، هدهد(صدا)، توکا(صدا)، زاغ نوک سرخ، سسک گلوسفید، چرخریسک بزرگ، دارکوب سوری، چکچک گوش سیاه، دم سرخ معمولی، سینه سرخ ایرانی، عقاب طلایی، دلیجه.

ایستگاه دوم توچال به درکه

$
0
0

در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است, حیف باشد که ز کار همه غافل باشی.

نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف, گر شب و روز در این قصه مشکل باشی ...

تصمیم گرفتیم سری به درکه بزنیم و چون اهل مسیرهای شلوغ و پررفت و آمد نیستیم قرار شد تا وسط هفته مسیر توچال به درکه را طی کنیم. نقشه زیر هم برای دوستانی که از من کروکی مسیرها را خواستند. البته زیاد دقیق نیست.

View مسیر ایستگاه دوم توچال به درکه in a larger map

خردادماه بهترین فصل برای دیدن پروانه هاست بیشترین تعداد آن ها را هم بعد از ایستگاه دوم می توانید ببینید. هر چند تجهیزات ماکروگرافی ندارم ولی ترجیح دادیم برای دیدن این رنگین بال ها با تله کابین به ایستگاه دوم رفته و ساعت 9:30مسیر را از آنجا شروع کنیم

این عقاب طلایی زیبا را امسال هربار که کوه بودم دیدم. احتمالا در حال تولک هم هست. نابالغ ها زیر دم و بال هایشان سفیدرنگ دیده می شود.

این قسمت از کوه هر روز گرمتر و گرمتر می شود برای دیدن پرنده ها باید زودتر می رفتیم. هر چه به ایستگاه پنجم نزدیکتر می شویم هوا خنکتر می شود و حضور پررنگ زرده پرهای سرخاکستری را در کل مسیر می توان حس کرد. این یکی که زیاد ترسی هم نداشت نزدیک کماچال افتخار گرفتن یک عکس را به من داد.

 کجا را نگاه می کرد نفهمیدم به صدایش گوش کنید و سراغش را این روزها از کوه بگیرید

از ایستگاه پنجم به سمت پناهگاه پلنگچال باید شیب نسبتا تندی را روبه پایین طی کنید. پس مراقب قدم هایتان باشید چرا که هنوز به این زانوها احتیاج دارید.

با قله کماچال کاری نداریم اما اولین چیزی که بعد از ایستگاه پنجم می بینید تعداد زیاد این گیاهان است.

کما یا باریجه  Ferula gummosa که نام منطقه از همینجا سرچشمه می گیرد. گیاهی معطر که در صنایع عطرسازی و داروسازی کاربرد دارد و البته میزبان خوبی برای لارو پروانه ها. به دلیل حساسیت من یکی که فرار را برقرار ترجیح می دهم.

 

 

این هم آلالهRanunculus

در تصویر زیر اگر اشتباه نکنم از راست به چپ بند شاه نشین، گردنه اشترگردن و قله پلنگچال را می بینید. صدای رودخانه، هوای پاک، گاهی طرقه ای هم می خواند واقعا زیبا بود. از اینجا هم تا پناهگاه پلنگچال راهی نیست و شیب ملایم تر می شود. با کلیک روی عکس بزرگتر ببینید.

 

به این میگن......

مطمئنم همه بز را دیدن اما کی بزغاله را دید؟

تا یادم نرفته آگامای قفقازی خزنده بی‌آزاری که در همه جای ایران پراکندگی دارد حتی در ارتفاعات بالاتر از 3000متر. افراد این خانواده می‌توانند رنگ بدن خودشان را با محیط تطبیق بدهند.


به دره درکه که می رسی تازه فکر می کنی تموم شد ولی زهی خیال باطل این از آن راههاییه که هر چی میری نمی رسی

 

هرچند خود کرده را تدبیر نیست ولی مسیر آنقدر زیبا هست و من هم آنقدرها پررو هستم که خستگی را احساس نکنم. 

شنیدن صدای پری شاهرخ لابه لای این درخت ها فوق العاده بود. بشنوید:

 ساعت 5 بعداز ظهر، بالاخره به میدان درکه می رسیم هیچ وقت از دیدن یک میدان انقدر ذوق زده نشده بودم. نمی دانم متن های تلفیقی و اینچنینی را چه طور ارزیابی می کنید امیدوارم که خسته نشده باشید

................................................................................................

سایر مشاهدات: توکا(صدا)، بلبل(صدا)، کبوترجنگلی، دارکوب سوری، دم سرخ، دم جنبانک ابلق، دم جنبانک خاکستری، کمرکولی، چکچک گوش سیاه، گنجشک خانگی، سهره سینه سرخ

منبع صداهای استفاده شده در متن:http://www.xeno-canto.org/

سفری زیر برگ ها

$
0
0

به باغ که رسیدیم پیام آوردندکه بادی سهمگین وزیده درختان را از ریشه به درآورده است. یاران را روانه ساخته و خود که قصد شکار داشتیم ماندیم. سلاح برگرفته و سوار براسب راهی می شویم. گوشه گوشه این دشت را گشتیم دیگر آفتاب بالا آمده هوا داغ است و سوزان، امیدی به یافتن هیچ موجودی نیست. به ستوه آمده زیر سایه درختی به استراحت می نشینیم. چیزی نمی گذرد که بر فراز قله سیاهی نمایان می شود دقیق تر که می شویم حیوانیست بزرگ جثه با شاخ هایی فراخ که ما را به یاد *مارخورها می اندازد. بادی چاق می کنیم، فاصله زیاد و این عظیم الجثه به چرا مشغول به تاخت به سویش می رویم در میانه راه مانعیست و فرصتی برای درنگ نمانده اسبمان را هی کرده مجبورش می کنیم از مانع بپرد. افسوس که زبان بسته پایش سر می خورد و از زین به زمین می آییم جهان پیش چشممان تیره و تار می شود چنگ انداخته از لابه لای علف ها  به بیرون می جهیم شکارمان نه تنها نگریخته بلکه به تمسخر از بالای صخره به نظاره هم نشسته با درد نیمی از صورتمان که به کبودی نیز گراییده بود به خود می آییم که ای بابا اینجا که نه شکارگاهیست و نه مانعی و نه مارخوری. اینجا باغچه است و پرچین بلند و ........

ایشون


حشرات زندگی جالبی دارند گهگداری کنجکاو می شوم که درموردشان بیشتر بدانم مثل همین تخم حشرات که زیر برگ مو پنهان شده بودند. نظم خیلی زیبایی داشتند.


 

برای اینکه بدونم تخم چه حشره ایه با خودم به خانه آوردمشان و در یک ظرف شیشه ای نگهشان داشتم. عکس زیر تغییر تخم ها بعد از سه روز را نشان می دهد. به چهره های خندان بی شباهت نیستند

روز چهارم و .....

 نهایتا پوره ها تخم ها را ترک می کنند

 

 این آفات نه چندان عزیز سن ها از راسته نیم بالان Hemiptera(Bugs هستند. از این راسته حدود 80-50هزار گونه شناسایی شده است. که اندازه آنها از 1میلیتر و در برخی گونه ها تا 15سانتیمتر متغیر است. انواع گوناگونی دارند و به گندم، غلات، مرکبات و... حمله می کنند. با این اوصاف جایشان دیگر در باغ نیست بنابراین در باغچه همسایه رهایشان می کنیمنیشخند

Enlarg image

از دوستانی که اطلاعاتی در مورد این گونه دارند بسیار خوشحال می شوم در بخش نظرات این پست دانسته هایشان را با ما شریک شوند.

*مارخورMarkhor: گونه ای بز وحشی که در افغانستان و پاکستان پراکندگی دارد. به یاد دارم جایی خوانده بودم که مارخوور به معنای مار مانند است که به سبب شاخ های بلند و پیچ خورده به آن کل مارخور می گویند(؟) البته ویکیپدیا چیز دیگری هم می گوید که آن هم جای بحث دارد.

دنیای عنکبوت ها

$
0
0

اگر شب ها با یک چراغ قوه ضعیف روی زمین و لابه لای برگ ها نور بتابونید شاید بتونید برق چشم های عنکبوت گرگی را ببینید. گزش این عنکبوت کشنده نیست ولی جای گزش به شدت دردناکه و عفونت می کنه پس سعی کنید عنکبوت را به سمت پوست فشار ندهید. از دست بابای دوستم تشکر می کنم چون این گرگ کوچک را نگه داشت تا ما بهتر ببینیمش. بعید می دانم کسی دوست داشته باشه عکسها را بزرگتر ببینه تا الان 85 درصد افراد با دیدنش قیافشون یکجوری شد. حالا که دستم به پرنده ها نمی رسه خب چرا می زنید تو ذوق آدمخنده

Enlarge Image

  family Lycosidae

خیلی تصادفی تونستیم از ماده عنکبوت هم در حال حمل کیسه تخم ها عکاسی کنیم

 

اغلب بی توجه از کنار این تارها عبور کردیم. سازه ای مخروطی شکل، چسبناک همراه با تارهایی محکم...

 

یک لانه همراه با صاحبخانه

Enlarge Image

 

عنکبوتی مخملی velvet spiders از خانواده (Eresidae).

 

Enlarge Image

این عکس مربوط به سال گذشته است ایشون روی دوربین مداربسته یک تار حسابی تنیده بود. وقتی می خواستم توی باغچه رهایش کنم یک گاز جانانه هم گرفت کشنده که نبود ولی شما امتحان نکنید 

Enlarge Image

برای اینکه این عکس ها را بگیریم سعی کردیم تا کوچکترین صدمه ای به ساختار لانه وارد نکنیم.  این کار نه تنها دست و پاگیر نبود بلکه هیجان انگیز هم بود با هر وزش باد و تکان خوردن لانه منتظر بودم هر لحظه عنکبوت روی صورتم بیفته خصوصا اینکه با بزرگنمایی از چهره عنکبوت یک هیولا می دیدم

مطالعه بیشتر:

  http://en.wikipedia.org/wiki/Stegodyphus

http://en.wikipedia.org/wiki/Wolf_spider

......................................................................................................................

از دوستانی که پیام گذاشته بودند و دیر جواب دادم پوزش می طلبم. بعضی ها هم درمورد بروز کردن وبلاگ پیامک تهدیدآمیز فرستاده بودند و مهلت تعیین کرده بودند حالا ما اسم نمی بریم ولی مهلته تموم شداا مگه قرار نبود اعتصاب کنیدنیشخند تازه جو آدم مهم بودن داشت ما را می گرفت..زبان این روزها ذهنم درگیر پرنده ی شکاری بود و هست که با سوء تغذیه شدید به جمع مهمانانم اضافه شده. حاصل پوکی استخوان هایش 4شکستگی است مجبور بودیم جایی برایش بسازیم که علاوه بر تمیز ماندن پرهایش از وارد شدن فشار به پا و بال ها جلوگیری کنیم. الان هم مشغول تماشای جوجه کبک ها هستند و امیدوارم که روی پا بایستد. در هر صورت از اینکه نوشته هایم را دنبال می کنید خوشحال بسیار سپاسگزارم.

دنیا از نگاه پرندگان

$
0
0

پرندگان موجودات بی نظیری هستند، آسمان اگر پرستاره هم باشد بدون آن ها هرگز لطفی نخواهد داشت.گوشه گوشه ی این دنیای پهناور زیبایی های بی شماری نهفته است، چه حیف که چشم های ما فقط قادر است برخی از این زیبایی ها را ببیند و اما پرندگان چگونه می بینند؟

آن ها برای اینکه دنیای پر خطرشان را بهتر ببینند با چشمانی بزرگ خلق شده اند. پرندگان دانه خوار دامنه دید وسیعی دارند دامنه دید کبوترها 340درجه سطح افق را در برمی گیرد که فقط 24درجه جلوی سر پرنده دید سه بعدی دارد.

 

اغلب تصور می کنند پرندگان کور رنگ هستند اما خیلی راحت می توانیم بفهمیم دنیای رنگی آن ها چگونه است. بسته به اینکه پرندگان در چشم ها دارای چه نوع گیرنده نوری هستند بینایی متفاوت خواهد بود. آن ها دارای سه نوع گیرنده مخروطی هستند گیرنده های حساس به قرمز، سبز و آبی درست مانند یک انسان. برای دیدن در تاریکی نیز به گیرنده های استوانه ای مجهز شده اند. شبکیه چشم آنها برخلاف انسان فاقد رگ های خونی است و این مانع از پراکنده شدن نور می شود

 

پرندگان شب شکار مثل جغدها دید رنگی ضعیف و یا کلا فاقد دید رنگ هستند. البته گیرنده ها استوانه ای که امکان دید در شب را به آنها می دهد حدود 1000000سلول در هر میلی متر مربع است(انسان 200000در هر میلی متر مربع). دامنه دید جغد جنگلی 110 درجه و میدان دید برجسته اش حدود 60 درجه است.شما فکر کنید ایشون یک پرنده شب شکار هستند که با من قهر کرده. مرغ حق حاصل شب زنده داری ماه رمضان پارسال همین یک شات و بس.

وسعت دید سه بعدی پرندگان شکاری بیشتر از پرندگان طعمه است در عوض دامنه دید افقی در پرندگان طعمه بیشتر است.

پرندگان دارای پلک سوم هستند. پلکی بسیار شفاف که وظیفه پاکسازی چشم و در برخی گونه ها مانند پرندگان غواص  خطای باصره را در زیر آب تصحیح می کند. جالب اینکه با این پرده شفاف در جلوی چشم ها هنوز هم پرنده قادر به دیدن است.

 

هیچ وقت لباس های استتاری که برای پرنده نگری می پوشید را با پودرهای لباسشویی نشوییدمخصوصا زمانی که هدف شما دیدن یا عکاسی از پرندگان شب شکار است بیشتر  سفید کننده ها حاوی موادی هستند که نور ماوراء بنفش را جذب کرده و به صورت رنگ های درخشان سفید یا آبی منعکس می کنند. از نگاه یک پرنده که دارای گیرنده های ماوراء بنفش در شبکیه چشمانش است شما یک پرنده نگر نورانی وحشتناک هستید.

بعضی از پرنده ها مانند سارها از این گیرنده ها برای دیدن پرهای رنگین همنوعانشان در فصل زادآوری و هنگام جفتیابی استفاده می کنند.

 شگفت انگیز ترین ساختار چشم ها بدون شک مربوط به پرندگان شکاریست آن ها توسط این گیرنده ها رد ادراد طعمه را در حین پرواز  از روی زمین دنبال می کنند. جغدها بیشترین استفاده را از گیرنده های ماوراءبنفش و استوانه ای می کنند.

سعی کنید مانند یک شکاری و بدون پلک زدن به نقطه ای خیره شوید. شما مجبور به پلک زدن هستید چرا که سطح چشمان شما به زودی خشک خواهد شد. سطح چشمان یک شکاری همزمان با حرکت پلک سوم و ترشح ماده ای شبیه به اسید هیالورونیک مرطوب می شود. این ماده به کندی تبخیر خواهد شد.

گستردگی مطلب به حدی است که در یک پست نمی گنجد پست بعدی را به دید مغناطیسی و جهتیابی اختصاص می دهم

.........................................

منابع و مطالعه بیشتر:

 دانشنامه پرندگان(کلیات و اقلیم شناسی)، ادهمی میرحسینی

www.windowalert.com/birdvision.html

http://people.eku.edu/ritchisong/avian_biology.htm

en.wikipedia.org/wiki/Bird_vision

پرندگان و جهتیابی مغناطیسی

$
0
0

آن زمان که ارسطو دریافت که درناها از آسیای صغیر به تالاب های نیل مهاجرت می کنند شاید اگر از شیوه های جهتیابی پرندگان در حین مهاجرت آگاه می شد هیچگاه نظریه خواب زمستانه پرندگان کوچک جثه را مطرح نمی کرد. هزاران سال قبل از اینکه انسان به خاصیت مغناطیسی زمین پی ببرد پرندگان مهاجر با ساختارهایی شبیه به یک قطب نمای مغناطیسی جهت پروازشان را در آسمان می یافتند.

چون ما از بی عکسی و ندیدن پرنده ها در حال رنج بردن هستیم شما تصور کنید در عکس زیر درناها اومدن  رد شدن  و رفتن.

محققان دریافته بودند که پرندگان نیز مانند انسان ها از عوارض زمینی، ستارگان و خورشید برای یافتن مسیر خود بهره می برند. آنها با معکوس کردن جریان مغناطیسی برای پرندگانی که در قفس های فلزی نگه داری می شدند مشاهده کردند که پرنده ها جهتگیری خود را کاملا معکوس می کنند.

و اما چه طور؟

 Cryptochrome نوعی گیرنده نوری( نور آبی-سبز) است که در شبکیه چشم پرندگان وجود دارد تابش نور در کریپتوکروم ایجاد رادیکال های آزاد می کند و نیروی مغناطیسی از طریق اثر بر روی اسپین این الکترون ها جهتگیری خاصی را در آن ها ایجاد می کند.

جالب اینجاست که Cryptochrome در بعضی از پرندگان مثل سینه سرخ اروپایی فقط در چشم راست و سسک باغی در هر دو چشم وجود دارد.  واکنش های شیمیایی که در چشم پرندگان رخ می دهد ممکن است به آن ها توانایی دید رنگی میدان مغناطیسی زمین را بدهد.

زمانی که پرندگان شب مهاجر از جهتیابی مغناطیس استفاده می کنند قسمتی به نام   Cluster N در مغز فعال می شود.

 

  Cluster N به وسیله اتصالات نورونی به شبکیه متصل شده. پرنده با تغییر جهت سر خود در میدان مغناطیسی می تواند علائم و نشانه ها را مشاهده و مسیر را پیدا کند.

 

با هر گونه صدمه به این قسمت از مغز پرندگان فقط می توانند بااستفاده ازخورشید و ستارگان جهتیابی کنند.

 

ما انسان ها هم در شبکیه چشم خود کریپتوکروم ها را داریم اما فاقد توانایی دید میدان مغناطیسی هستیم.

چرا؟

برای ایجاد سیگنال ها در واکنش اکسیداسیونی که در کریپتوکروم رخ می دهد به مقدار کمی سوپراکسید نیاز است. سوپراکسید ماده ای بسیار سمی است که در بدن انسان توسط آنزیمی به نام سوپراکسید دیسموتاز در کمترین حد ممکن نگه داشته می شود.

در یک کلام آنتی اکسیدان های بدن انسان از ایجاد رادیکال های آزاد جلوگیری می کنند.

 

منابع و مطالعه بیشتر

http://spie.org/documents/Newsroom/Imported/1804/1804_6232_0_2009-09-16.pdf

http://people.eku.edu/ritchisong/nav_orient.htm

http://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S0959438812000074

پرنده نگری حاشیه سد بلان

$
0
0

 

 پیشاپیش ولادت امام رضا (ع) و روز محیطبان بر تمام محیطبانان زحمتکش، حامیان گم نام محیط زیست و حیات وحش این مرز و بوم گرامی باد.

.....................................................................................................

فرصتی شد تا به همراه خانواده روزهای آخر تابستان را در کویر بگذرانیم در این سفر از روستاها و مناطق مختلف گذشتیم که در آینده از آن ها نام خواهم برد.

روستای بلان در 5کیلومتری شهر تودشک (جنوب شرق اصفهان)  قرار گرفته است کنجکاو بودم بدانم در کنار سد خاکی این روستا چه پرنده هایی را می توان دید به هر حال کویر بود و آب، کیمیا...

مشاهده موقعیت روستای بلان بر روی این نقشه و مسیر قرمز رنگ در این نقشه که البته بیشتر به درد گم شدن می خوره

 

 دیدن گله های آهو و قوچ و میش این دیار در ذهن پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها خاطره شد، ما ماندیم و....

همانطور که انتظار داشتم کنارآبزی های عزیز که  البته چون می دانند من در شناساییشان مشکل دارم با قیافه های مختلف ظاهر می شوند تقصیری هم نیست زیستگاهشان با من متفاوته و سعادت دیدارشان نبود

آبچیلیک دودی نابالغ wood sandpiper

.

آبچیلیک تک زی Green sandpiper

.

اگر اشتباه نکنم دم جنبانک سرزردCitrine wagtail

.

و  عقاب مارخور گرامی با آن چشم های زیبا

 

در تپه ماهورهای مجاور هم به دسته های بزرگ عقاب صحرایی برخورد کردیم.

ایشون که در حال بیرون زدن از کادر هستند تنها وظیفه شان این بود که من را از خواب بپرانند. متاسفانه سر پیچ جاده ایستادن خطرناک بود و مجبور شدم همین طوری در حال حرکت یک عکس یادگاری ازش بگیرم. که حیف فکر کنم خراب شد

و در آخر این کوچولوی دوستداشتنی با آن پرهای به هم ریخته و قشنگش کنار جاده نشسته بود

 

سایر مشاهدات: چکاوک کاکلی، سنگ چشم دم سرخ، چکچک دشتی، چکچک ابلق جنوبی، مگس گیر خالدار، پرستو، سلیم(؟)، زاغ نوک سرخ، زاغی. چکاوک سنگلاخ. زردپره سر زیتونی.


بند شاخ کنار

$
0
0

اینجا شاخ کنار، 16کیلومتری شهر ورزنه در استان اصفهان،

32.34.98N و 52.80.24E

 

 

آخرین سد انحرافی بر روی زاینده رود، که پس از تنظیم طومار شیخ بهایی ساخته شده است و بر اساس *طومار شیخ هیچ سهمیه یی ازآب زاینده رود ندارد .

 

از اینجا به بعد زاینده رود به تالاب گاوخونی می پیوندند

 

اینجا پناهگاه پرندگانیست که هنوز تالاب را فراموش نکرده اند به امید آب می آیند اما با پساب رو به رو می شوند.

قصد تلخ نویسی ندارم، می دانم همه به اندازه کافی آزرده خاطر هستیم

چوب پا Black winged stilt، پر سرو صداهای لنگ دراز و دوستداشتنی که در اغلب مناطق تالابی و آبگیرها می توان از دیدنشان لذت برد

 

فالاروپ گردن سرخ Red necked phalaropeجوان

 

ایشون هم که شبیه به نقاشی بچه ها شده اند. پاشلک Common snipe هستند از زیبایی و قدرت استتارش هر چی بگم کم گفتم باید خودتان ببینید البته آقای نخعی عکسهای بسیار زیبایی از این گونه گرفته بودند که در وبلاگشون می تونید ببینید. لنزو می بینید چقدر تمیزه....

 

آبچیلیک پاسرخ  Redshankدر حال داد و فریاد

 

و از اینا....پرستو دریایی بال سفید white winged black tern

 

اعتراف می کنم که از دوران کودکی هر بار پرستوی دریایی یا کاکایی می دیدم مرغ آشغالی خطابش می کردم اولین بار که کاکایی دیدم کنار محل دفن زباله نشسته بودن.

تلیله شکم سیاه Dunlin و یک عکس دیگر جهت شناسایی.

 

سلیم کوچکKentish plover

فکر کنم همچنان در دو گزارش آینده هم با عقابهای صحرایی همراه باشیم..

سایر مشاهدات: دمجنبانک سرزرد، آبچیلیک تک زی، آبچیلیک پاسبز، چنگر، حواصیل خاکستری، کورکورسیاه، از همونا یک نوع دیگش، مگس گیر خالدار، سنگ چشم دم سرخ، شغال(جزو پرنده ها بودنیشخند)

*طومار شیخ بهایی: در حدود 400سال پیش شیخ بهایی به دستور شاه عباس صفوی این طومار را تهیه و مشکل تقسیم آب برای کشاورزان را حل کرد. تقسیم آب بر اساس طومار از 75 روز بعد از نوروز تا آخر آبان ماه به مدت 160 روز مجری بوده و در فصول سرد سال که نیاز به آبیاری وجود نداشته است، به اصطلاح رودخانه آزاد بوده، و هر کس به هر میزان نیاز داشته است می توانسته از آن بهره برداری نماید.

پرندگان تودشک

$
0
0

 شهری در میان دشت، کویری در مرکز نقشه جغرافیایی ایران و 90 کیلومتری شرق مرکز استان اصفهان. تودشک از جمله مناطق بیابانی و نیمه استپی محسوب می شود و به دلیل قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی خاص که در قسمت شمالی با 2400متر ارتفاع به حاشیه کوههای کرکس، قسمت جنوبی با ارتفاع1080متر از سطح دریا به بخش جلگه و بن رود منتهی شده و نیز همسایگی با نایین و یزد و دارا بودن اقلیم نیمه صحرایی زیستگاه مناسبی را برای پرندگان فراهم آورده است.


کورکور سیاه. محل ثبت اطراف مزرعه پایین(مزرا تگ)

سارگپه جنگلی محل ثبت: کشتزارهای دهستان تودشک (کشووُِن)

سارگپه دشتی محل ثبت کشتزارهای دهستان تودشک(کشووُِن)

ایشون بر فراز گردکوهی. از تودشک تا گرده کوهی حدود یک ساعت و نیم پیاده راه هست یکی از مسیرهای خوب برای دیدن پرنده ها البته عمرا دیگه شب پامو تو اون منطقه بگذارم. در این سفر موقع برگشت به تاریکی شب خوردیم  طبق معمول حدود ده متر عقب تر از گروه مشغول تست مزه انواع گیاهان شور و درمنه و گشت و گذار برای خودم بودم

 

در خنکی شب گاهی گرمایی را پشت سرم حس می کردم چندین بار برگشتم و لابه لای بوته ها را نگاه کردم چیزی نبود گفتم شاید کفتار کنجکاو یا گرگ زیبایی همراهیم می کند با چراغ قوه دنبال ردپا یا برق چشمانش رفتم هیچ نبود که نبود. خیال پردازی شروع شد یاد از ما بهترون و داستان هایی که از این منطقه نقل شده بود رهایم نمی کرد. خودم را بی خیالی زدم بهترین کار این بود که در آسمان خوشه پروین را رصد کنم نخیر این گرما بی خیال نمی شد. احساس کردم گرما به دستم نزدیک و نزدیکتر می شه با شنیدن صدایی مثل موشک خودمو رسوندم به ده متر جلوتر از گروه در همین حین چیزی به سرعت کنار جاده در سیاهی گم شد. از آن صدا بگذریم که عطسه یکی از همراهان بود ولی این موجود هر چی که بود اصلا جالب نبود. از ما گفتن ....

        سارگپه پابلند/دشتی محل ثبت:کشتزارهای دهستان تودشک (کشووُِن)

 

سنگ چشم خاکستری کوچک

 

سبزقبا

و دوباره عقاب صحرایی

زردپره سرزیتونی، فسقلیِ فضول

کل پرندگان مشاهده شده در شهر تودشک(با احتساب مزارع کوهان و معصوم خانی)، (نیمه آخر تابستان/ اوایل پاییز)

سبزقبا، زنبورخوار گلوخرمایی، زنبورخوار اروپایی، سسک سبز، سسک گلوسفید کوچک، سسک گلو سفید بزرگ، سسک چیف چاف، سسک چشم سفید، زردپره سرزیتونی، زردپره سرخاکستری، چکچک ابلق جنوبی، چکچک گوش سیاه، چکچک دشتی، چکچک بیابانی، سار، مگس گیر خالدار، کمرکولی کوچک، چکاوک کاکلی، چکاوک شاخدار، چکاوک سردم سیاه، چکاوک بیابان، چکاوک هدهدی، سارگپه معمولی، سارگپه دشتی، سارگپه جنگلی، سارگپه پابلند، عقاب صحرایی، عقاب خالدار، عقاب طلایی، دلیجه، پیغوی کوچک، قرقی،کورکور سیاه، دمجنبانک ابلق، دمجنبانک سرزرد، دمجنبانک خاکستری، پیپت درختی، سهره صورتی، سهره بال سرخ، سنگ چشم پشت سرخ، سنگ چشم دم سرخ، سنگ چشم خاکستری بزرگ، سنگ چشم خاکستری کوچک، گنجشک معمولی، گنجشک سینه سیاه، زاغی، کلاغ نوک سرخ، غراب، کلاغ ابلق، کلاغ سیاه،  قمری، کبوترچاهی، پری شاهرخ، کبک، تیهو، هوبره، ماهیخورک کوچک، هدهد، دارکوب سوری، حواصیل شب، پرستو، پرستوی شکم سفید، مرغ حق(صدا)

مطالب مرتبط: سنگ زبر ، مزارع کوهان، سنگ چشم دم سرخ،

 

 مشاهده ادامه مطلب

بلبل خرما

$
0
0

بلبلی زار زار می‌نالید  بر فراق بهار وقت خزان

 

گفتم انده مبر که بازآید   روز نوروز و لاله و ریحان (سعدی)

 

قلمم می رفت تا مطلب جدیدی بنویسد اما هر چه کرد نتوانست، شاید سرد شده بود، شاید هم دلگیر، نمی دانم...! 


پرنده نگری پارک جمشیدیه (پاییز 91)

$
0
0

پارک جمشیدیه به دلیل مجاورت با کوههای کلکچال و پوشش گیاهی متنوع مکان مناسبی برای دیدن پرندگان در تمام فصول سال است

در این فصل فرصتی پیش آمد تا بازدیدی از پارک داشته باشم هرچند هر دو بازدید کوتاه بود اما هر بار دست پر باز گشتم..

مدتها بود دوست داشتم از این سیاه محبوب و خوش آواز عکسی داشته باشم. همیشه مثل یک موش زیر بوته ها جست و خیز می کرد. این خان شکمو بعد از مدتها جلوی دوربین ظاهر شد

 

توکای سیاه ماده

 

و اما زیرآبروَِک. پرنده ای که به راحتی زیر آب راه می رود

و به نظر من یک آبشارنورد قهار

 

یک توکای دیگر، توکای باغی

 

سینه سرخ، این دوستداشتی کوچولو در حال پرواز

 

زردپره کوهی

در حال گشت زدن در دامنه کوه، چند کلاغ به طرز مشکوکی روی درخت، نزدیک من فرود آمدند. عجیبه چه خبره؟

 

خانوم قرقی راه گریزی از دست کلاغ های مزاحم پیدا نکرده بود جز اینکه به سمت یک انسان و لابه لای درخت فرود بیاد. چه نقش پرهای زیبایی داشت کلاغ ها را پر داده برایشان خط و نشان کشیدیم که اگر مزاحم می خواهید به عنوان یک انسان من مزاحم ترم.

کلاغک را پند دادم که ای عزیز جان:

همای از آن جهت بر تمام مرغان ارجح است، که استخوان خورد و مرغ نیازارد

کلاغ از کرده خویش پشیمان شد، سر به زیر افکند و قصد کرد از این پس راه هما را در پیش گیرد

کلاغ را بدرود گفته از دامنه کوه به پایین می آمدیم که پایمان به سنگی خورد و نزدیک بود سرنگون شویم. سنگ به ندا درآمد که:

مجوی آنچت آرد سرانجام بیم

مکش پای از اندازه بیش از گلیم

مینداز سنگ گران از برت

که چون بازگردد فتد بر سرت (فردوسی)

 تا خود طبیعت شاکی نشده اعتراف می کنم:

جهان چون زلف و خط و خال و ابروست   که هر چیزی به جای خویش نیکوست

ندارد عالم معنی نهایت                 کجا بیند مر او را لفظ غایت

(شیخ محمود شبستری)

پیشاپیش یلدایتان فرخنده

...................................................

سایر مشاهدات: دمجنبانک ابلق،دمجنبانک خاکستری، سهره جنگلی، طوطی طوق صورتی، بلبل خرما، سسک بیدی، سسک سرسیاه ماده، چرخریسک، کمرکلی، زیرآبروک، صعوه باغی، زردپره کوهی، توکای سیاه، توکای باغی، سینه سرخ، گنجشک خانگی، زیرآبروک، قرقی ماده، کلاغ ابلق، زاغی.

حمایت از قوهای مهاجر

$
0
0

آقای محمد علی الله قلی از دوستان محیطی زیستی و علاقمند به حیات وحش هستند که هرساله با فرود هزاران قوی مهاجر در سرخرود مازندران گام در راه حمایت از آنها برمی دارند. برای ایشان آرزوی موفقیت دارم.

و اما...اگر شما هم مایل به حفظ و حمایت از پرندگان سرزمینمان هستید متن زیر را با دقت بخوانید:

محمد علی الله قلی:

امسال هم در ادامه زمستانهای ٣ سال گذشته قوهای مهاجر برای چهارمین سال به منطقه فریدونکنار و سرخرود مازندران آمدند البته با ٢ تفاوت عمده، یک اینکه امسال قو ها یک ماه زودتر به این منطقه مهاجرت کردند و دوم اینکه بر خلاف سالهای قبل که به مرور به جمعیتشان اضافه میشد اینبار یکباره بیش از ٣٠٠٠ بال قو در شالیزارهای منطقه فرود آمدند که این پدیده، صحنه شگفت انگیز و در عین حال نگران کننده ای را پدید آورده استو احتمال میرود که در آینده نزدیک جمعیت های بیشتری نیز به جمعیت فعلی اضافه شوند.
این درحالی است که کل این منطقه از مازندران به شدت برای قوها و سایر پرندگان مهاجر ناامن میباشد.
قوها برای سال چهارم این محدوده (شالیزارهای روستا وزراء محله واقع در سرخرود) را برای زمستانگذرانی انتخاب کرده اند که قطعا دلیلی به جز امنیت این منطقه کوچک برایشان موجب این انتخاب نشده است.
در حال حاضر تمامی شالیزارهای منطقه سرخرود و فریدونکنار مملو از قوهای سرمازده و گرسنه است. همانند گذشته سعی بر این است که این امنیت در کنار تامین غذا برای قو ها در این منطقه حفظ شود .
منطقه سرخرود که محل تمرکز اصلی قوها میباشد از نظر مدیریت مناطق زیر نظر اداره محیط زیست محمودآباد میباشد.
این اداره در حال حاضر به جز مدیر اداره فقط ٢ نفر کارمند دیگر دارد که هر ٢ نفر به همراه مدیرشان به شکل شبانه روزی حتی روزهای جمعه برای حفظ قوها در تلاش هستند و این در نوع خود در مقایسه با عملکرد سایر ادارات محیط زیست در سراسر ایران بی سابقه میباشد. گفتنیست مساحت حوزه استحفاظی این اداره با سه نفر کارمند بیش از ۵٠٠ هزار هکتار است.
متاسفانه با وجود همه این تلاش ها گزارش های متعدد و روزانه ای از شکار قو ها وجود دارد و تاکنون تعدادی از آنها به اشکال مختلف شکار شده اند.
..............................................................................................................................
از دوستان علاقه مند به حفظ طبیعت و حیات وحش تقاضا میشود مانند سالهای گذشته برای خرید ذرت و گندم، به جهت غذا رسانی و حفظ قو ها در این محدوده امن و جلوگیری از پخش شدن بیشتر قو ها "هرچند ناچیز" به ما یاری رسانند.
..............................................................................................................................
تمامی هزینه های حضور افراد داوطلب برای تامین غذای قو ها به عهده خود این افراد میباشد و همه کمک های شما صرفا برای خرید غلات هزینه خواهد شد.

در صورت تمایل هر یک از افراد علاقمند به اطلاع از روند کار فاکتورهای خرید غلات همواره آماده ارایه خواهند بود.

همچنین شما میتوانید خودتان به منطقه سفر کرده و اقدام به خرید ذرت یا گندم کنید و سپس با هماهنگی کیسه ها را در انباری که در روستای وزراء محله سرخرود، نزدیک محل قو ها توسط یکی از دوستان به هدف نگه داری دانه ها قبل از پخش در اختیار ما قرار داده شده است بگذارید و همزمان با ما در پخش دانه ها که معمولا یک روز در میان قبل از غروب آفتاب میباشد همراه باشید.
قطعا این غذا دادن دستی تا زمانی که قوها به زیستگاه های جوجه آورییشان باز گردند جان صد ها بال از آنها را نجات میدهد و علاوه برقو ها، تعداد نه چندان کمی از سایر انواع اردک ها و غازهای وحشی نیز در کنار قو ها از این دانه ها تغذیه خواهند کرد و طبعا کمتر شکار خواهند شد.
سال گذشته تنها باقیمانده نژاد غربی <<درنای سیبری>> که یک درنای بزرگ نر است و چند سالیست که تنها برای زمستان گذرانی به این منطقه میاید ٢۵ روز آخر زمستان را تماما در بین قو ها گذراند که این خود به تنهایی شاهدی بر تلاش مامورین این منطقه خوصصا همکار و دوست عزیزم مهدی گلی نازنین در حفظ امنیت این محدوده میباشد.
.......................................................................................................................
در حال حاضر *بیش ازهر زمانی* با توجه به اینکه جمعیت قو ها نسبت به ظرفیت زیستگاه فعلی یشان بسیار زیاد میباشد و غذای کافی برای این جمعیت در دسترسشان نیست، یاری رسانی شما برای بقا این پرندگان زیبا اقدام بسیار شایسته ای خواهد بود .

شماره کارت : 8716 0905 3372 6104
شماره حساب : 895 252 83 44
بانک ملت شعبه : 65235

شماره کارت : 5311 7004 5310 6273
شماره حساب : 14 81 250 380 000
بانک تجارت شعبه : 362

محمدعلی الله قلی
73 15 177 0912

این عکس در اولین روزهای حضور قوها در اواسط دیماه سال ١٣٩١ گرفته شده است و قو ها در این عکس در حال تغذیه از بوته های برنجی هستند که بعد از برداشت دوم شالیزار در اواخر مرداد ماه مجددا رویش کرده اند.
قوها ظرف مدت کوتاهی تمامی این برنج ها را خواهند خورد و عرصه شالیزار را خالی از هرگونه گیاه و بوته و غذائی خواهند کرد و به قول محلی ها در آن هنگام شالیزار ماننده دریا" مبدل به یک پهنه آبی یک دست خواهد شد.
این همان زمانیست که ما باید با پخش غذا به شکل مستمر قوها را در این محل امن، در کنار مامورین محیط زیست بدون حضور فرصت طلبان نگاه داریم.
قو های تازه از راه رسیده به سرعت مشغول خوردن این تنها منبع غذائی هستند و آن زمان دور نیست.
یادمون باشه اونها در جهنمی که انسانها براشون درست کردن ، فقط من و شما رو دارن ...

24 ثانیه با مرغ حق

$
0
0

یک حغد بسیار کوچک و دوستداشتنی، شب شکاری با پرواز کاملا آهسته و بی سرو صدا....

فیلم از شاهین یوسفی تودشکی 24 مرداد 1391 

غوغای جیرجیرکها در یک شب تابستانی را همراه با صدای مرغ حق بشنویید. شاید برای شما هم جالب باشد

بعضی صدایش را هو هو و برخی دیگر حق حق تصور می کنند از این رو کوچکترین جغد ایران مرغ حق نام گرفت

بشنوید: sound

مرغ حق را تابستان ها در میان درخت‌های نزدیک به مناطق مسکونی، باغ‌ها و باغچه‌ها و هم‌چنین در ساختمان‌های قدیمیاز طریق شنیدن صدای زیبایش می توان پیدا کرد

 

خیلی هم کیفیتش خوبهنیشخند

چرخریسک بزرگ Backyard birdphotography

$
0
0

شاید یکی از عجیب ترین کومه نشینی ها، به انتظار نشستن پشت پنجره آشپزخانه باشد به قول خارجی ها نوعی Backyard birdphotography که البته مال ما پیشرفته تر بود... عکاسی از نوع آشپزخانه ای. چشمک

دوربین را روی پایه نصب می کنی و سر لنز را از گوشه پنجره بیرون می بری. اینجا خبری از سکوت و آرامش بیابون نیست و استتاری متفاوت را طلب می کنه مثل، شبیه شدن به اشیا آشپزخانه...برای اینکه مزاحم نباشی گاهی مجبوری حین عکاسی ظرف بشوری یا حتی مثل من برنج دود زده درست کنی..کلا اعضای خانواده از دیدن علاقه شدید و بی سابقه شما به آشپزخانه شگفت زده خواهند شد.... 

 شرح در عکس

تصویر را بزرگتر ببینید

.

.

دوست کوچولوی من چرخریسک بزرگ


ردپاها

$
0
0

برای اینکه بدانیم چه حیواناتی در نزدیکی ما در طبیعت هستند لازم نیست حتما آنها را ببینیم. بلکه از طربق مشاهده آثار و نمایه های به جا مانده در طبیعت می توان به حضورشان پی برد. یکی از مهم ترین نمایه ها در پستانداران ردپا است. ردپاها روی گل نرم ، جاده های خاکی و یا برف قابل مشاهده هستند.

هر حیوانی الگوی راه رفتن خاص خودش را دارد که اگر با آنها آشنا باشیم باتوجه به اندازه راحت تر می توانیم صاحب رد را شناسایی کنیم. قرار شد مطالب تخصصی را مثل مطلب بینایی در پرندگان ننویسم چون یک دوستی هست که دعوام می کنهنیشخندپس به طور خیلی خلاصه:

Gallop Walkers: در این نوع راه رفتن حیوان اول پاهای جلویی را زمین می گذارد و بعد پاهای عقبی را جلوی آنها قرار می دهد. مثل جوندگان(4انگشت در دست و 5انگشت در پا) و خرگوشها(4انگشت در دست و 4تا در پا)

در عکس بالا به موازی بودن اثر ردپا در حیوانات درخت زی مثل سنجاب و تفاوتش با حیوانات زمین زی مثل خرگوش که رد پا به صورت مورب است دقت کنید

ردپای خرگوش

Bound Walkers: حیواناتی که بدن کشیده و پاهای کوتاه دارند مثل خانواده راسو به این صورت حرکت می کنند.

افراد خانواده راسو در دست و پاها پنج انگشت دارند

 

Diagonal Walkers: تمام سم روها و پنجه روها به این صورت راه می روند

درآثار رد زوج سمان مثل گوزن یا کل و بز، بیضی شکل و شکاف دار دیده می شه اما فردسمان مثل اسب تقریبا گرد است. عکس زیر نمونه ای از ردپای زوج سمان

اثار ردپای پنجه روها مانند سگسانان و گربه سانان، تعداد انگشتان دست 5 و پا 4 عدد است ولی در اثر به جا مانده بر روی زمین در دست و پاها هر دو 4انگشت دیده می شود چون اولین انگشت دست  بالا و پشت دست قرار دارد و اثر آن روی زمین به جا نمی ماند

 

گربه سانان: در ردپای آنها اثر ناخن دیده نمی شود راه رفتنشان ضربدری است(ردپای سمت راست پشت رد دست سمت چپ)نیشخند

Pacers: این نوع راه رفتن مختص حیوانات کف رو است. مثل خرس، تشی و..که ردپاهاشون به ردپای انسان بی شباهت نیست. آنها در موقع راه رفتن اول دست و پای یک سمت بدن  و بعئ دست و پای سمت دیگر را حرکت می دهند(استثنا شتر و کفتار هم به این شیوه راه می روند).

ردپای تشی

باور کنید خلاصه تر نمی شدچشمک

...............................................................................

تا اینجا که سال بی عکس و بی طبیعتی را شروع کردم نمی دونم چی شد که اینجوری شد اما به بقیه سال امیدواریم. اواخر سال گذشته به توصیه یکی از دوستان در  جشنواره بین المللی عکس خیامشرکت کردم. از 4 عکس ارسالی در بخش آزاد 2عکس پذیرفته شده داشتم که پس از گرفتن DVDجشنواره متوجه شدم یکی از دو عکسم جزو  عکس هایی بوده که بیشترین امتیاز را کسب کرده می شه گفت برای من که تاحالا تو هیچ جشنواره ای شرکت نکردم زیاد بد هم نبود.

لینک دسترسی به عکس

.......

منبع:http://www.ussartf.org/animal_tracking.htm

 

رفتارشناسی چرخریسک بزرگ

$
0
0

همیشه نمی توان زیبایی را آنچنان که باید توصیف کرد یا آنطور که شایسته است به تصویر کشید. گاهی باید قلم را به گوشه ای انداخت و دوربین را به کناری گذاشت و من اکنون ناتوانم از بیان لذتی که با دیدن پرندگان برده ام.

چند وقتی می شود که مهمان خانه ما هستند. پرندگانی فوق العاده باهوش و زیرک  یاد گرفته اند برای پیدا کردن دانه مورد علاقه شان داخل کیسه ی گوشه بالکن خانه را هم بگردند، حتی اگر این کیسه را با پارچه ای مخفی کنم باز هم ناامید نخواهند شد با آن جثه کوچکشان سعی در برداشتن پارچه هم می کنند. بعضی وقتها دانخوری را خالی می گذارم که برای زندگی وابسته به یک مکان خاص نشوند. اما این وروجک ها با هر بار شنیدن صدای باز شدن در بالکن هرکجا باشند خودشان را می رسانند. آنها اهالی خانه را هم می شناسند کافیست یک نفر غریبه وارد بالکن شود انگار نه انگار از چشمهای نظاره گرشان خبری نیست.

نیمه دوم اسفند 1391، آنها نغمه خوانی را شروع کرده اند و گاهی بی وقفه می خوانند. مهمان کوچک من چرخریسک نری است با نام (چو چو پیس)که تمام زمستان میزبانش بودم. اسم عجیبیه اما انگار وقتی می خواند مدام این کلمات را تکرار می کند.

نیمه اول فروردین ماه1392، گاهی با چرخریسک های دیگر که برای خوردن دانه می آیند جدال می کند اغلب هم پیروز است انگار می داند که حق آب و گل دارد. او تنها نیست روی درخت می نشیند آواز کوتاهی می خواند. چرخریسک ماده ای با لرزاندن بال ها و جیر جیر کنان نزدیک دانخوری می نشیند هدیه اش را که از جفتش گرفت به منقار می گیرد و آرام شروع به خوردن می کند.

چرخریسک ماده(چیچو چیچو)، چقدر محتاط است. او همیشه بعد از نر برای خوردن غذا می آید چندین بار اطراف دانخوری می پرد همه جا را دقیق بررسی می کند تا مبادا خطری تهدیدش کند

نیمه دوم فروردین 1392، آنها هر روز می آیند و می روند فعالیتشان از 2تا 6 عصر به اوج خودش می رسد حتی گاهی در تاریک روشنی غروب هم رفت و آمدشان را می بینم.

نیمه اول اردیبهشت 1392، چقدر کم پیدا شده اند این روزها، گاهی فقط چرخریسک نر می آید ماده هم به ندرت پیدایش می شود اغلب نزدیک غروب، انگار وقت غذا خوردن هم ندارد با بالهای لرزان روی درخت به انتظار می نشیند به هدیه ای اکتفا کرده و می رود.

نیمه دوم اردیبهشت1392، انگار هر دو از قحطی برگشته اند روزی چند بار دانخوری خالی می شود. فعالیت از همان طلوع آفتاب تا غروب شدید است. دانه ها را برمی دارند و به سرعت می روند. همیشه غذایشان را روی درخت ما می خوردند اما حالا.... هر کجا می روند ایمان دارم که پر عاطفه ترین جای دنیاست

26اردیبهشت 1392، ساعت2 و 12دقیقه ظهر، امروز پر سرو صداترین روز دنیای من است 4جوجه، هر کدام روی یک شاخه از درخت پراکنده اند دور از دانخوری نشسته فریاد جیرجیرجیر برآورده مدام بال بال می زنند، چیچو چیچو و چوچو پیس هر دور سراسیمه مشغول غذا دادن به آنها هستند.

پرهای جوجه ها تقریبا کامله اما در پریدن هنوز کمی مشکل دارند. یکی از جوجه ها از روی درخت پرید و روی سیم برق داخل کوچه نشست. ندیدم پدر بود یا مادر، نزدیک سیم برق روی یکی از درختهای همسایه نشست و کوتاه خواند: چی چو چی چو. پرواز کرد و به دنبالش جوجه هم پرید و روی درخت ما نشست.

نیمه اول خرداد1392، جوجه ها هنوز به همراه والدینشان می آیند. پرتحرک شده اند و مدام این طرف و آن طرف می پرند به هر چیزی روی درخت نوک می زنند. گاهی برای گرفتن غذا دنبال والدین می کنند انگار می شود کلافگی را در چهره پدر و مادر دید آخر از این تعقیب و گریز به ستوه می ایند و دانه ای که برای خود برداشته اند در دهان جوجه می گذارند، جوجه ها تقصیری ندارند می ترسند به دانخوری نزدیک شوند برایشان راحتتر است غذای پدر و مادر را پس بگیرند.

نیمه دوم خرداد1392: خپل یکی از جوجه هاست جسور و باهوش، بالاخره ترس را فراموش کرده به دانخوری نزدیک می شود آنهم چه نزدیک شدنی مثل مادرش محتاطانه و بادقت، او یک چرخریسک ماده است. آنها کاملا مستقل شده اند به دانخوری نزدیک می شوند برای خودشان دانه برمی دارند. دانه‌های بزرگتر از دهانشان

 گاهی هم همراه با والدین خود از این سو به آن سو می پرند. به این میگن یک خانواده خوشبخت.

 

مشغول چرخریسک‌ها بودم غافل از اینکه جوجه‌ گنجشک‌ها هم از لانه‌ای که برایشان روی درخت نصب کرده ایم خارج شده بودند و مادرشان مشغول غذا دادن به آنها. برخلاف چرخریسک‌ها فقط جنس ماده به جوجه‌ها غذا می‌داد و جنس نر فقط محل دانه‌ها را پیدا کرده با صدای چررر چرر جنس ماده را فرا می خواند.

 

 

امروز اول تیرماه 1392:صدای آهسته و نجوا مانندشان(سی،سی،سی)می گوید آن دو با هم آمدند مثل هر روز اول چو چوپیس دانه بر می دارد و بعد چیچوچیچو با بال های لرزان اندکی صبر کرده دانه ای برای خود بر می دارد.

من ماندم و آواشناسی و یک فایل صدای قطعه قطعه شده و کلی حرف نگفته....

پرندگان تودشک 2

$
0
0

 

خیلی وقته  که مطلبی ننوشتم نمی دونم از کجا و چه طور شروع کنم به هر حال اگر نقصی در متن می بینید به بزرگی خودتان ببخشید.

....................................................................................................

خاله اسفند را روی آتش ریخته ،خوشحال از دیدن خواهر و برادرش دم در ایستاده بود. بچه ها را یک به یک بغل می کرد و می بوسید و با گویش محلی شیرینش می گفت: خاشومیه جون..خوش آمدی عزیزم)  حتی من که سه بار برای آوردن وسایل از خانه بیرون رفتم و برگشتم تمام این مراسم دوباره و مو به مو اجرا شد بار آخر خاله متوجه این آمد و شد آمیخته با شیطنت شد خندید محکم بغلم کرد دستم را گرفت و با خودش به اتاق برد

بعدازظهر بود و سری به کشوون(Keshvonمزرعه) زدیم انگار کسی نبود که یکدفعه کسی گفت : وایسید ببینم ؟ کجا میرید بی سرو صدا؟  آقا بهشتی پسر دایی مادرپدربزرگ بود هیپنوتیزمبااینکه یکی دو بار ما را بیشتر ندیده بود اما شناسایی شدیم بچه ها را به شکستن بادوم دعوت کرد من هم از فرصت استفاده کرده به پرنده نگری تنهایی پرداختم

یک  سنگ چشم دم سرخ روی بوته ها نشسته بود باید نزدیکتر میشدم تا بتونم عکس بگیرم خانمی آنجا مشغول کار بود عصبانی و ناراضی نگاهم کرد من هم اجازه گرفتم که بدون آسیب به کاشته ها وارد مزرعه بشم تا از پرنده عکس بگیرم گفتند اهل کجایی؟ گفتم تودشکی اسیر تهران،  لبخندی زد و گفت ایفرمایید. داشتم از کنارشون رد می شدم که محکم مچم را گرفت و گفت: این گنجشکا یا به قول خودش چروکا اینجا زیاده بیا برات چایی ریختم. جای شما خالی کلی درمورد همین چروکا که عقیده داشت برای مزرعه اش خیر و برکت دارن صحبت کردیم. موقع برگشت هم به زور جیبهایم را پر ازتوت خشکه کرد.

 

پرستو

 

مزرعه علی اباد کوهان در چهار کیلومتری شهر تودشک  واقع شده است. حوضچه قنات این مزرعه هدیه ای پر برکت است و در کنار آن پرندگان زیبایی را می توان دید که نشانه سلامت آب محسوب می شوند.

دلیجه های زیبا و خواب آلود

آنها را با جمعی از اقوام تنها می گذاریم و کنار حوضچه قنات به انتظار پرنده ها می نشینیم باشد تا فک و فامیل همچنان سر کار بمانند

قمری معمولی،

گنجشک خاکی

کنار آب نشسته بودم صدای باد می آمد اما هوا گرم و سوزان بود برگها هم تکانی نمی خورد بعد از چند ثانیه یک فروند بحری Barbary falconزیباکه به قصد شکار چکاوک ها آمده بود به سرعت در آسمان گم شد. تازه متوجه شدم که این صدای باد ، صدای شکسته شدن هوا توسط بالهای این شاهین زیبا بود. تجربه ای فراموش نشدنی

چکاوک آسمانی 

به خانه که برگشتیم خاله متنظرمان بود به محض اینکه من را دید گفت : چرا انقدر رنگت پریده ؟ تعجبی هم نداشت ساعتها زیر افتاب راه رفتن و بیابانگردی مثل بیابان ندیده ها این چیزها را هم داشت خلاصه خاله با یک لیوان چای برگشت کاغذ شکلاتی را باز کرد و تاکید داشت که با چایی بخورم جای همه خالی چایی اشباع از نبات بود منم با شکلات خوردم  فکر کنم تا مدتها سلول های بدنم به قند احتیاج پیدا نکنه هیپنوتیزم

 

مطالب مرتبط پیشین و اطلاعات بیشتر

پرندگان تودشک1،

مزارع کوهان

منطقه سنگ زبر

لیست به روز شده از پرندگان تودشک در ادامه مطلب

"""""""""

""""""

70گونه تا 17شهریورماه 1392

استفاده از مطالب با هماهنگی و ذکر منبع مجاز است

گنجشک معمولی، گنجشک سینه سیاه، گنجشک خاکی، سنگ چشم خاکستری بزرگ، سنگ چشم خاکستری کوچک، سنگ چشم دم سرخ، کبک، تیهو، بلدرچین، چکچک ابلق جنوبی، چکچک گوش سیاه، چکچک دشتی، چکچک بیابانی، مگس گیر خالدار ،قرقی، پیغوی کوچک، لیل، عقاب صحرایی، عقاب طلایی، عقاب خالدار، عقاب مارخور، کورکورسیاه، دلیجه سارگپه معمولی، سارگپه دشتی، سارگپه جنگلی، شاهینBarbary falcon، سار، سبزقبا، زنبرخوار گلوخرمایی، زنبورخوار اروپایی، پرستو، زردپره سرزیتونی، زردپره سرسیاه، زاغ نوک سرخ، زاغی، کلاغ ابلغ، کلاغ سیاه، غراب، کمرکولی،قمری خانگی، قمری معمولی، دارکوب سوری، سهره بال سرخ، سهره صورتی، چکاوک کاکلی، چکاوک سنگلاخ، چکاوک سردم سیاه، چکاوک آسمانی، چکاوک هدهدی، دمجنبانک سرزرد، دم جنبانک ابلق، پری شاهرخ، پیپت درختی، سسک گلوسفید کوچک، سسک گلو سفید بزرگ، سسک سبز، کبوترچاهی،  هدهد، هوبره، ماهیخورک کوچک، بادخورک، دمسرخ سیاه، مرغ خق، جغد کوچک

 

جغد کوچک توسط اقای محسن قاسمی تودشکی مشاهده عکسبرداری و شناسایی شد . باسپاس از ایشان، این گونه به عنوان هفتادمین پرنده شهر تودشک به لیست فوق اضافه گردید.

به مناسبت روز محیطبان

$
0
0

 

ولادت امام رضا(ع)و روز محیطبان بر تمام محیطبانان، حامیان گمنام محیط زیست و حیات وحش این مرز و بوم گرامی باد.

وظیفه ما است که هر روز قدردان تلاش ها و زحمات طاقت فرسای این بزرگواران باشیم و اما چه روزی زیباتر از ولادت ضامن آهو که به راستی زیبنده نامگذاری روز محیطبان است.

 

پرنده نگری حاشیه سد بلان

$
0
0

 

 پیشاپیش ولادت امام رضا (ع) و روز محیطبان بر تمام محیطبانان زحمتکش، حامیان گم نام محیط زیست و حیات وحش این مرز و بوم گرامی باد.

.....................................................................................................

فرصتی شد تا به همراه خانواده روزهای آخر تابستان را در کویر بگذرانیم در این سفر از روستاها و مناطق مختلف گذشتیم که در آینده از آن ها نام خواهم برد.

روستای بلان در 5کیلومتری شهر تودشک (جنوب شرق اصفهان)  قرار گرفته است کنجکاو بودم بدانم در کنار سد خاکی این روستا چه پرنده هایی را می توان دید به هر حال کویر بود و آب، کیمیا...

مشاهده موقعیت روستای بلان بر روی این نقشه و مسیر قرمز رنگ در این نقشه که البته بیشتر به درد گم شدن می خوره

 

 دیدن گله های آهو و قوچ و میش این دیار در ذهن پدر بزرگ ها و مادربزرگ ها خاطره شد، ما ماندیم و....

همانطور که انتظار داشتم کنارآبزی های عزیز که  البته چون می دانند من در شناساییشان مشکل دارم با قیافه های مختلف ظاهر می شوند تقصیری هم نیست زیستگاهشان با من متفاوته و سعادت دیدارشان نبود

آبچیلیک دودی نابالغ wood sandpiper

.

آبچیلیک تک زی Green sandpiper

.

اگر اشتباه نکنم دم جنبانک سرزردCitrine wagtail

.

و  عقاب مارخور گرامی با آن چشم های زیبا

 

در تپه ماهورهای مجاور هم به دسته های بزرگ عقاب صحرایی برخورد کردیم.

ایشون که در حال بیرون زدن از کادر هستند تنها وظیفه شان این بود که من را از خواب بپرانند. متاسفانه سر پیچ جاده ایستادن خطرناک بود و مجبور شدم همین طوری در حال حرکت یک عکس یادگاری ازش بگیرم. که حیف فکر کنم خراب شد

و در آخر این کوچولوی دوستداشتنی با آن پرهای به هم ریخته و قشنگش کنار جاده نشسته بود

 

سایر مشاهدات: چکاوک کاکلی، سنگ چشم دم سرخ، چکچک دشتی، چکچک ابلق جنوبی، مگس گیر خالدار، پرستو، سلیم(؟)، زاغ نوک سرخ، زاغی. چکاوک سنگلاخ. زردپره سر زیتونی.

Viewing all 103 articles
Browse latest View live


Latest Images

<script src="https://jsc.adskeeper.com/r/s/rssing.com.1596347.js" async> </script>