احساس می کنم پرندگان توچال مورد بی مهری قرار گرفته اند. امیدوارم درست نباشه.
گزارش و عکس ها: 6الی 20اردیبهشت 1391
هنوز سسک های بیدی می خوانند و سهره ها را جای قبلی می شه دید این دوست من هم دیگه ترسی از دوربین نداره و جدیدا به عکس های سیاه و سفید علاقمند شده
چکچک گوش سیاه نر

از ایستگاه اول که فاصله می گیرید نرسیده به چشمه لابه لای بوته رزها و بادام کوهی صدای زیبای سسک های گلوسفید کوچک شنیده می شه.

و فامیل محترمشون با پاهای روشن،سسک گلو سفید، این ها هم می خوانند البته اگر کمرکولی ها بگذارند

از ایستگاه دوم به بعد هم این یکی دو روزه زردپره های سرخاکستری برخلاف زردپرهای کوهی کوه را روی سرشان گذاشته اند. یک بدشانسی باعث شد تا به بند دوربین گره بخورم و نتونم عکسی بگیرم. پیپت خاکی عزیز این فرصتو به من داد

همان اول مسیر سمت چپ و نزدیک آب بندها دم سرخ ها را می توان دید. از اینجا به بعد هم طبق معمول از جاده فاصله می گیرم و همیشه مسیری را انتخاب می کنم که وسط آویشن های پای دکل بگذرم. پوشش گیاهی آلپی و پرنده هایی که انتظار دیدنشان را دارم. آقا و خانوم طرقه
.
ایشون هم که خبردار ایستاده اند جناب چکچک کوهی هستند.

قبلا یادمه همیشه عقاب طلایی را می شد نزدیک دکل ها دید چند سالیه که خیلی کم می بینمشان ولی فکر کنم اینبار خوش شانس بود. ماه دم(عقاب طلایی نابالغ) که احتمالا از شکار هم برگشته اند.

خدا را شکر بهار سرسبزی داریم حیفم آمد از عکس گل ها بگذرم. وقتی لاله ها این طوری قد علم می کنند باید به احترام خالقشان سر تعظیم فرود آورد خاکی شدن هم لذتی دارد
Tulipa humilis & Tulipa biflora

نجمه های طلایی

نمی دانم اگر حوصله کسی را سر نبردم و همچنان می خوانید از اینجا به ایستگاه پنجم نزدیک می شویم
زاغ های نوک سرخ

در آخر هم چکچک ابلق جنوبی و به روایتی یک پرنده جدید در لیست پرندگان تهران و حومه.

این دفعه تنها نبودم پس فرصت را غنیمت شمردم و سرکی هم به پلنگچال زدم. گوش سپردن به آواز حزین کوک زرین ها خاطراتم را زنده کرد.







































این روزها ذهنم درگیر پرنده ی شکاری بود و هست که با سوء تغذیه شدید به جمع مهمانانم اضافه شده. حاصل پوکی استخوان هایش 4شکستگی است مجبور بودیم جایی برایش بسازیم که علاوه بر تمیز ماندن پرهایش از وارد شدن فشار به پا و بال ها جلوگیری کنیم. الان هم مشغول تماشای جوجه کبک ها هستند و امیدوارم که روی پا بایستد. در هر صورت از اینکه نوشته هایم را دنبال می کنید خوشحال بسیار سپاسگزارم.








































































بااینکه یکی دو بار ما را بیشتر ندیده بود اما شناسایی شدیم بچه ها را به شکستن بادوم دعوت کرد من هم از فرصت استفاده کرده به پرنده نگری تنهایی پرداختم










